پرسش و پاسخ به سوالات شما
استاد فاطمه شریفی پاسخگوی سوالات شما در زمینه شبهات دینی می باشد.
در مورد مصیبت عظما کشتن مظلومانه ولی خدا و محروم کردن جامعه از وجود امام می باشد. آن خم با آن قصاوت قلب در هیچ زمانی این عده آدم حسابی و اولیاء الهی با هم این گونه به شهادت نرسیدند و جامعه تا این حد در تاریکی فرو نرفته.
این یعنی مصیبت اعظمها در اسلام
اما به لحاظ ظاهری از وقایع کربلا فجیع تر هم داشتیم مانند وحشی گری های داعش در سوریه.
شرکت در انتخابات نظام جمهوری اسلامی برای افراد واجد شرایط، یک وظیفه شرعی، اسلامی و الهی است.
دین زمانی به خطر میافتد که هدایت ازبین برود وارزششهای دینی به فراموشی سپرده شود.
در مورد لعن حضرت به نظر میرسد این کار قبیح درمورد شخص حضرت انجام میشده ودشمنی با شخص حضرت بوده واصل ولایت مورد هجمه جدی نبوده.
اما علت قیام نکردن حضرت امام مجتبی به دلیل اینکه ایشان درمسند حکومت بودند وبرعلیه خودشون باید قیام میکردند وبعد از صلح هم حضرت هم یار نداشتند وهم پیمان صلح داشتند.
لااکراه فی الدین قدتبین رشد من الغی ... در دین کراهت نیست همه چیز شفاف هست راه رشد وغی مشخص شده. در وجود انسان هم تمایل به رشد و گریز از غی وجود دارد پس همه چیز شفاف هست. یعنی یک نوجوان هم توان پذیرش وانتخاب دارد.
درواقع دستورات اعتقادی واخلاقی و احکامی را انسان میشناسد و نیاز به تفکر عمیق برای تشخیص وپذیرش اولیه نداردوهمان پدر ومادر برای شناخت کافی هستند اما بعدها درامر دین با تفکر باید عمیقتر شود
داشتن احساس روزمرگی برای مشخص نبودن هدف هست. شما اگر هدفتان را بشناسید و برای رسیدن به آن برنامه داشته باشید هیچ وقت دلزده وخسته وناامید نمی شوید.
هدف رسیدن به قرب الهی هست. پس بهترین حالت، شناخت خداوند هست و شناخت خدا به دست نمیاید مگر با شناخت خود. کتب علمای اخلاق به شما کمک میکند
برای رسیدن به پیاده سازی کامل اسلام باید راه طولانی وتلاش زیادی صورت بگیرد.
ما هنوز اول راهیم و این به علاوه آنکه تحریم هم هستیم. جنگ فرهنگی برعلیه ما بسیار زیاد هست واکثریت عالم روبروی ما هستند و این کار را سختتر می کند.
ما حرکت روبه اسلام داریم والحمدالله دربسیاری از حوزه ها موفق هم بوده ایم ولی راه زیادی هم داریم. برای اینکه یک طرح ساده به طور کامل دریک موسسه پیاده بشود سالها طول میکشد حالا ما میخواهیم تمدن اسلامی را برقرار کنیم پس ۴٠واندی سال کم هست.
ما از خداوند پیروی میکنیم وهرکس که حرف خدا را بزندو اینکه یک نفر که دقیق وکامل حرف خدا را فهمیده باشد اهل کدام سرزمین باشد چه فرقی میکند. این دستور عقل انسان است که حرفهای کسی که متخصص وآگاهتر از تو هست را گوش کن وانجام بده اما جهل میگوید حرف کسی را اطاعت کن که از کشور خودت باشد مهم نیست چه میگوید. پس بنا بر دستور عقل رجوع میکنم به یک متخصص مطمئن برای امور خودم مثل پزشکی و... که در دین هم این رجوع به متخصص متعهد حاکم است که بهترین متخصص پیامبر اسلام هستند که از نژاد عرب هستند.
اینکه چرا قرآن عربی است سوال پیش میاید پس به چه زبانی باشد؟ فارسی
چرا فارسی؟
اما چرا عربی ؟
ادبیات زبان عربی یکی از کامل ترین و غنی ترین ادبیات ها می باشد.
زبان عربی یکی از وسیع ترین زبان ها از حیث لغت و اصطلاح و واژگان می باشد.
شیوایی و رسایی آن تا حدّی است که بدون ابهام، معنا و مقصود خود را به طور واضح و روشن به مخاطب تفهیم می کند.
کما این که خداوند متعال در آیه 28 سوره «زمر» به این مطلب این چنین اشاره فرموده: « قُرْآنًا عَرَبِیًّا غَیْرَ ذِی عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ ؛ قرآنی است فصیح و خالی از هرگونه کجی و نادرستی باشد که اهل تقوی شوند». درواقع خدایی که همه زبانها وهمه نژادها مخلوق اوهستند بین آنها عربی را انتخاب کرده مانند اینکه شما بین آثار نویسندگی خود بگویید این اثرم کاملتر هست واین اثر را به جشنواره ارائه میدهم.
این سوال شما را دوصورت پاسخ میشود داد. جواب نقضی اینکه میگویند مگر میشود سگ باوفاداری که دارد نجس باشد اگر بپذیریم این را که وفاداری باعث پاکی میشود پس درمورد خون انسان که حیات بخش اشرف مخلوقات است هم صدق باید بکند. آیا خون انسان پاک میشود؟
اگر نام بردن سگ اصحاب کهف درقرآن باعث پاکی میشود پس نام بردن فرعون هم باعث خوب بودن او میشود؟
از طرفی پیامبر میفرمایند : بدعت گزاران دردین سگان دوزخند پس میشود نجاست را اثبات کرد؟
پاسخ حلی ابتدا معنای نجاست:
درفقه شیئی که دارای شدت پلیدی است که باید به نحو خاص از آن دوری کرد واین پلیدی ونحو آن را شرع مقدس مشخص میکند.
در قرآن کریم در سه مورد از سگ سخن گفته شده که عبارتند از:
ماجرای سگ اصحاب کهف: خداوند در سوره کهف در مورد سگ اصحاب کهف چنین می فرماید: «... سگشان بر آستانه ی غار دو دستخود را دراز کرده بود. «... وَکَلْبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَیْهِ بِالْوَصِیدِ ...» در این آیه هیچ گونه اشاره ای به طهارت و نجاست سگ نشده است، نهایت استفاده ای که از این آیه می شود، اینست که: - اصحاب کهف سگ نگهبانی را همراه داشتند. - سگ در دهانه غار، یعنی محلی غیر از محلّ استراحت اصحاب کهف آرمیده بود.
ابتدا باید ببینیم که ما چند منبع برای رسیدن به احکام خداوند داریم
1-قرآن یا کتاب 2- سیره معصومین یا سنت 3- عقل 4- اجماع کاشف از قول معصوم از قرن پنج به بعد ما اجماع نداشتیم چون که ارتباط ما با معصوم محدود شده است.
پس ما برای اینکه به احکام الهی برسیم یک منبع نداریم و چهار منبع داریم. یک سری از مسائل و یک سری از مجازات ها و کیفیت یک سری از احکام در قرآن آمده است اما یک سری از این ها هم در قرآن نیامده است و ما آنها را از سیره معصومین استخراج می کنیم. به طور مثال در قرآن آمده است که نماز بخوانید اما کیفیت نماز در قرآن نیامده است. در قرآن آمده که روزه بگیرید کیفیتش نیامده. در قرآن آمده خمس بدهید زکات بدهید ولی کیفیت آن نیامده. ما کیفیت بسیاری از احکام را از سیره اهل بیت متوجه می شویم.
اگر تمام تلاشتان را برای انجام کاری کردید ولی موانعی بود که کار به سامان نرسید بهتراست بنا رابر این بگذارید که اراده خدا برچیز دیگری است. توفیق الهی دائما جاری وساری است واین ما هستیم که باید سعی دربدست آوردن آن کنیم. اشکال از فاعل(خدا) نیست درقابل(ما) است.
لذا برای امر خیر ما موظف به انجام تکلیف وحرکت برای انجام امر هستیم. اگر نتیجه دلخواه ما بود الحمدالله واگر نبود هم الحمدالله و حکمت خدا برامر دیگری هست.
ما برای ضرورت وجود حجت و زنده بودن امام زمان دوگونه استدلال داریم :
1-استدلال عقلی 2-استدلال نقلی دراستدلال عقلی براهینی وجود دارد که مهم ترین آن قاعده لطف است. که خداوند برای هدفی که برای خلقت قرار داده با حفظ اختیارٍ انسان اورا به هدف خلقت نزدیک کند واین وسیله فرستادن نبی به سوی انسانهاست. پس از آخرین نبی، انسانها تا روز قیامت به هدایت نیاز دارند واین به وسیله امام انجام میشودکه همتای نبی هستند وآنها بادراختیار داشتن آنچه که بر رسول نازل شده درهرزمان نیاز مردم را درتمام امور برآورده سازنند ومعارف قرآن قرآن واحکام را طبق هرزمان بیان کند واگر این کار نشود خدا اطاعت نمیشود وانسان سرگردان میشود. پس به لحاظ عقلی وجود حجت وامام ضروری است. خداوند برخود لازم کرده که انسان راهدایت کند توسط نبی وسپس امام.
اما درزمان غیبت قاعده لطف چه میشود؟
غیبت به معنای نبودن امام نیست بلکه به معنای نشناختن امام است وامام بین ما هست ومانند خورشید پشت ابر کار هدایت را میکند ولی مااورا نمیشناسیم .
اما دلیل نقلی:
روایات زیادی درضرورت وجود امام وحجت هست که میتوانید به کتاب اصول کافی درباب الحجه رجوع کنید. اینکه چگونه از امام بهره مند شویم امام مدلی را برای غیبت درست کرده که راهگشای ماست وآن راه رجوع به علمای اسلام است. اما اثرش برزندگی ما این است که تمام فیض عالم بوسیله حجت خدا به زمین میرسد واگر حجت نباشد هیچ فیضی و رزقی به عالم نمیرسد. اگر امام وحجت نباشد انسانها الگویی برای رشد ورسیدن به درجه انسانیت ندارند.